ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 10
  1. #1
    تاریخ عضویت
    2014/01/30
    محل سکونت
    تهران
    نوشته‌ها
    54
    امتیاز
    4,221
    شهرت
    0
    180
    کاربر انجمن

    برترین عاشقانه های اساطیر یونان

    خب خب... کم کم دارم جرئت پیدا می کنم جز بخش کمیک جاهای دیگه هم پیام بذارم داشتم یه ذره تو نت چرخ میزدم رسیدم به یه لیست برترین عشاق اساطیر. گفتم بایم چن تاشون رو اینجا تعریف کنم فیض ببریم.
    اولین مرغان عشق: سایک و اروس
    شاید این دو نفر رو هیشکی نشناسه واه همین بذار یه توضیح کوچولو درموردشون بدم... اگه یه نگا به کارت ولانتاین و کلا هر چی که مربوط به عشقه بندازین، یکی از این آدمک کوچول موچولو گوگولیا مبینین که یه کمون داره که توش تیر عشقه، به این گوگولیه میگن سیوپید. این سیوپید هم درواقع اسم رومی اروسه. که کلا کارش این بوده که یه تیر به هرکی میزده میتونسته یه شاهزاده رو عاشق کفتر کنه! واس همین قابلیتش همه خدایان ازش میترسیدن. به علاوه بعضیا هم میگن که اروس پسر آفرودیت یعنی الهه عشقه. از اون طرف سایک زیبا ترین دختر زمان خودش بوده. اونقدر خوشگل بوده که کم کم مردم شروع میکنن برن به عنوان خدا بپرستنش. سایک دو تا خواهر زشت تر داشته که اونا زود ازدواج میکنن. ولی اسیک اونقدر خوشگل بوده که کسی جرئت نمیکرده بره ازش خاستگاری کنه . خلاصه، آفرودیت یه روز میاد و میبینه که همه دران سایک رو میپرستن. پس تصمیم میگیره به پسر دسته گلش یعنی اروس دستور بده که اونو عاشق یه حیوانی چیزی کنه. اروس هم که خیلی به خودش مطمئن بوده میره سراغ سایک. ولی تا سایکو میبینه عاشقش میشه. از اونور چون کسی نمیومده سراغ سایک برای ازدواج باباش میره سراغ پیشگوی آپولو تا بینسه سرنوشت دخترش چیه. پیشگو هم میگه که سایک هرگز نامزد فانی نخواهد داشت و محکومه که همسر یک موجود اژدها مانند بشه که حتی خدایان هم ازش میترسن. پس سایک میره بالای یه کوه و خودشو پرت میکنه پایین. از اونور زفیر، یعنی باد غرب، میاد سایک رو رو هوا میگره و باخودش میبره. سایک وقتی به هوش میاد خودشو تو یه باغ خوشگل و یه خونه ی لوکس میبینه. این خونه هم پر خدمتکارای نامرئی. سایک کل روز صفا میکنه و شب میبرن به یه اتاق تاریک تا اونجا با شوهرش صحبت کنه. شوهری که قیافشو نمیبینه. سایک خیلی از اون وحشت داشته ولی کم کم از شوهرش خوشش میاد. یه روز از شوهرش اجازه میگیره تا با خواهراش صحبت کنه که خانوادش بفهمن سالمه. پس زفیر میره خواهراشو میاره به باغی که سایک اونجاست. خواهراش هم سایک رو اغفال میکنن که صورت شوهرش رو یه شب که خوابه بینه. سایک هم یه شب چراغ رو بر میداره و میره بالای سر شوهرش. ولی یه قطره موم داغ میریزه روی تن شوهرش و اونو از خواب بیدار میکنه. از طرفی سایک که انتظار یه اژدها رو داشته از دیدن اروس زیبا خشکش میزنه و چاقویی که برای کشتن اژدها آورده از دستش میفته. اروس هم فرار میکنه. از طرفی سایک از طریق پن خدای طبیعت واقعیت وجود اروس رو میفهمه پس دنبال عشقش به راه میفته، اول سراغ خواهراش میره و هویت شوهرش رو لو میده. هر یک طا خواهرا میرن که خودشون زن این مرد زیبا بشن ولی جفتشون از کوه پایین میفتن و میمیرن. سایک هم شورع به گشتن دنبال اروس میکنه. یک جا به معبد سرس یعنی یکی از الهه ها میرسه، وقتی نامرتبی آنجا رو میبینه شروع به رتس کردن اونجا میکنه و در ازای این کارش سرس به این نتیجه میرسه که کمکش کنه. سایک بالاخره محل زندگی اروس رو پیدا میکنه ولی میفهمه که اروس بیماره. از طرفی آفرودیت حسابی این دختر رو کتک مینزه و میگه اگه میخواهی زن پسر من بشی باید کارایی که من میگم رو انجام بدی. سایک هم قبول میکنه، کاراش چون خیلی طولانیه توضیحشون نمیدم ویل هربار با کمک یک خدا یا الهه کار رو تموم میکنه. آخرین کاری که آفرودیت برای سایک تایین میکنه این که از ملکه ی دنیای مردگان یک دوز از زیبایی بگیره😞. ملکه ی دنیای زیر زمین هم وقتی شرارت آفرودیت رو میبنیه یک داروی خواب جای زیبایی توی جعبه میذاره و به سایک میده. سایک هم به سلامت از دنیای زیرین خارج میشه. اما جایی در مسیر از سر کنجکاوی و در جستجوی زیبایی جعبه رو باز میکنه و به خواب میره. اروس هم که زخمش بهبود پیدا کرده فرار کرده و سایک رو پیدا میکنه. داروی خواب رو درون جعبه برمیگردونه و به آفرودیت میرسونه. بعد هم سایک رو به پیش زئوس میبره (همون ژوپیتر خودمون) زئوس هم به اون نوشیدنی خدایان رو میده که باعث میشه سایک نامیرا بشه. بعد هم با هم ازدواج میکنن
    دیگه بردی خونه هاتون خدافظ
    حتی آن هایی که فکر می کنند سرنوشت از قبل مشخص شده، قبل از رد شدن از خیابان ابتدا دو طرف آن را نگاه می کنند[LEFT]
    استیون هاوکینگ[/LEFT]
  2. #2
    تاریخ عضویت
    2015/03/29
    محل سکونت
    جایی که کانون خورشیده
    نوشته‌ها
    353
    امتیاز
    24,004
    شهرت
    0
    1,161
    نویسنده
    فقط همین؟
    جالب بود ولی من انتظار موارد بیشتری رو داشتم
    لطفا موارد دیگه رو هم پیدا کنین ک تاپیک خالی نمونه
    پ.ن: درحال ایده پردازی برای داستان جدید
    .
    .
    .
    .
    وقتی منتشرش میکنم که یه قلم نوری درست و حسابی داشته باشم
  3. #3
    تاریخ عضویت
    2014/01/30
    محل سکونت
    تهران
    نوشته‌ها
    54
    امتیاز
    4,221
    شهرت
    0
    180
    کاربر انجمن
    این خیلی طولانی شد دیروز دیگه وقت نکردم بقیشونم بذارم امروزم یکی دیگشو میذارم
    حتی آن هایی که فکر می کنند سرنوشت از قبل مشخص شده، قبل از رد شدن از خیابان ابتدا دو طرف آن را نگاه می کنند[LEFT]
    استیون هاوکینگ[/LEFT]
  4. #4
    تاریخ عضویت
    2015/01/23
    نوشته‌ها
    152
    امتیاز
    5,551
    شهرت
    0
    197
    کاربر انجمن
    اينو كه تو قهرمانان يونان نوشته بود حداقل منبعشو مينوشتي


    سرها
    ميغلتند
  5. #5
    تاریخ عضویت
    2013/12/27
    محل سکونت
    شمال شمال، غرب غرب، اورمیه
    نوشته‌ها
    572
    امتیاز
    35,953
    شهرت
    4
    1,670
    سردبیر نشریه
    وایییییی چه باحال

    یادم باشه برای صغیرام تعریف کنم
    امضا:

    A.Gh

    والا
  6. #6
    تاریخ عضویت
    2016/04/21
    نوشته‌ها
    5
    امتیاز
    1,209
    شهرت
    0
    4
    کاربر انجمن
    چه قشنگ بود
    با همه صمیمی نیستم تو بذار پای [U][B]غرورم [/B][/U]من میذارم پای [COLOR=#000000][B][U]شعورم[FONT=arial black][SIZE=5][/SIZE][/FONT][/U][/B][/COLOR]
  7. #7
    تاریخ عضویت
    2014/01/30
    محل سکونت
    تهران
    نوشته‌ها
    54
    امتیاز
    4,221
    شهرت
    0
    180
    کاربر انجمن
    نقل قول نوشته اصلی توسط جلاد نمایش پست ها
    اينو كه تو قهرمانان يونان نوشته بود حداقل منبعشو مينوشتي
    دوست عزیز این یه افسانه است صرفا چون ریک ریوردن تو کتابش آورده که به این معنی نیست که خودش نوشته!
    حتی آن هایی که فکر می کنند سرنوشت از قبل مشخص شده، قبل از رد شدن از خیابان ابتدا دو طرف آن را نگاه می کنند[LEFT]
    استیون هاوکینگ[/LEFT]
  8. #8
    تاریخ عضویت
    2015/12/14
    محل سکونت
    Hell!
    نوشته‌ها
    98
    امتیاز
    11,049
    شهرت
    14
    224
    مترجم
    یعنی آرشیا تو هیچوقت داستان تعریف نکن برای کسی مثلا فکر کن میخوای برای یه بچه تعریف کنی:
    آره دیگه دو نفر عاشق هم بودن بعد به هم رسیدن!! پایان..بگیر بخواب دیگه بچه
    درکل جالب بود و مرسی
    [CENTER][SIZE=2]دردریایی از ناگفته های زندگیم
    قایقی میسازم از دلواپسی
    بردوسوی پرچمش خواهم نوشت
    یک مسافر ازدیار بی کسی [/SIZE][/CENTER]
  9. #9
    تاریخ عضویت
    2016/03/30
    محل سکونت
    ابادانجلس
    نوشته‌ها
    348
    امتیاز
    7,274
    شهرت
    0
    761
    تایپیست
    خیلی جالب بود.ممنونم.
    اقا یکم قشنگ تر توضیح میدادی خوب -_-
    در کل مرس (:
    اصلا حسین جنس غمش فرق میکند.
  10. #10
    تاریخ عضویت
    2015/01/23
    نوشته‌ها
    152
    امتیاز
    5,551
    شهرت
    0
    197
    کاربر انجمن
    نقل قول نوشته اصلی توسط perseus نمایش پست ها
    دوست عزیز این یه افسانه است صرفا چون ریک ریوردن تو کتابش آورده که به این معنی نیست که خودش نوشته!
    نه دوست عزيز شما كلا متن ترجمه رو نوشتي خب


    سرها
    ميغلتند
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 10

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. بیوگرافی لیونل مسی
    توسط MaRs در انجمن بایگانی تاپیک‌های سرسرا
    پاسخ: 4
    آخرین نوشته: 2014/09/08, 06:20

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •