PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : ترجمه جلد اول مجموعه بلگرید | دیوید ادینگز



ThundeR
2012/09/06, 19:53
با سلام خدمت همه عزیزان ((98))

خیلی وقت بود تصمیم داشتیم که مجموعه ای را برای ترجمه آغاز کنیم .با توجه به بررسی هایی که داشتیم مجموعه بلگرید نوشته دیوید ادینگز را برای ترجمه در نظر گرفتیم .

این مجمعه 7 فانتزی محبوب جهان در 2011 بوده و دارای 5 جلد می باشد .((209))

خوشبختانه با توجه به عزیزانی که تصمیم به یاری ما در این ترجمه دارند امیدواریم فصل ها را سریع ارائه بدیم .


مترجمین این مجموعه :

ارمیتا



طراح ، گرافیست و ويرايشگر :


کاور جدید جلد اول بلگرید



3516


با توجه به این مسایل ما نیاز به همکاری شما عزیزان داریم تا ترچمه ای با کیفیت در اختبار شما عزیزان قرار بدیم .


همکاران مورد نیاز :

یک ویرایشگر


هشت فصل اول (http://www.pioneer-life.ir/library/download/32-/68-.html)
فصل نهم (http://www.pioneer-life.ir/library/download/32-/425-9.html)

فصل دهم (http://www.pioneer-life.ir/library/download/32-/426-10.html)

آرمیتا37
2012/09/06, 19:59
خوب چون آقا سهراب من رو بدون ویراستار واینها گذاشته و چون طبق اخرین صحبتهامون این صفحه رو به اختیار خودم گذاشته و چون
دیدار از این تاپیک به بالای 100 نفر رسیده .
با قدرتی که به من داده شده بدون ویراستار که البته یکی از دوستان قدیمی با کمی همفکری کمک کردکه ویراستاری این داستان رو هم خودم انجام بدم
دو فصل اول رو تو این تاپیک می گذارم تا بعدش مدیران دستی بجنبونن
کمکی برنامه ای چیزی ارائه بدن .
اما جلو جلو میگم اعتراض واین ترجمه بده یا چرا کاور نداره و مردود چون حتی کسانیکه اعلام شده بود که کاور رو می خواهند بدن هم یه پی ام کوچولو به من ندادن
پس اگه فکر می کنید طولانی نشد دلتنگیها و گله گذاریهام اولین ترجمه عمرم رو براتون برای دانلود می گذارم.

Mr.Sohrab
2012/09/06, 20:02
ارمیتا جان واقعا ممنونم . پس تو را هم تو لیست مترجم ها میزارم .

شما لطف کن وهمون فصل اول را کامل کن تا فصل دوم را به ملیحه عزیز بدم و خودم هم فصل سوم را شروع کنم . ( البته دلیل این که آخرین فصل را برای خودم برداشتم به خاطره کنکوره .

موافقی آرمیتا جان ؟

Malihe
2012/09/06, 20:22
با سلام
ملیحه هستم دانشجوی سال اخر اموزش زبان انگلیسی
از اینکه در این سایت عضو شدم خیلی خوشحالم و امیدوارم که بتونم دوستان زیادی پیدا کنم

Mr.Sohrab
2012/09/06, 20:29
ممنونم ملیحه جان .
به سایت خوش اومدی .

امیدوارم که در کنار هم روزگار خوشی داشته باشیم .

آرمیتا37
2012/09/06, 20:30
باشه سعی میکنم پنجشنبه اینده به دست مدیر سایت فصل اول برسه.

آرمیتا37
2012/09/15, 01:33
با سلام
اولین فصل از اولین جلد بلگرید رو براتون میگذارم و امیدوارم بمباران نشم تا جاییکه تونستم با وفاداری
به متن فصل اول رو تموم کردم و چون طبق قولی که داده بودم باید پنجشنبه می رسوندم امروز یه کله روش کار کردم انگشتام درد گرفته
پس طبق قرار با مدیر سایت فصل چهارم با منه که اونم سعی میکنم به دست مدیر برسونم
این اولین ترجمه رسمی منه و اغلب فقط کتابها رو میخونم نه اینکه نت کنم پس کوتاه بیایید
انشالله تو فصلهای بعدی جبران میشه.

با تشکر
فصل اول گاروین

زنده باشید((210))

Mr.Sohrab
2012/09/15, 02:14
از ارمیتا عزیز سپاسگزارم .

واقعا خسته نباشی . منتظرم تا فایل ورد را بهم بدی تا بعد از ویراستاری داخل سایت اپلود کنم .

ممنون

filagond
2012/09/15, 13:06
سهراب جان فصل اول کی می رسه؟

Mr.Sohrab
2012/09/15, 13:33
به محض اینکه الیس عزیز ویرایش کنن و به من بدن میزارم روی سایت .

ویرایش الان خیلی مهمه. چون فصول اول کمی استهلاکی هست و ممکنه زیاد جالب نباشه بدون ویراستاری بزاریم .

filagond
2012/09/15, 13:58
از بیست دقیقه گذشت و هنوز آپ نشده.

Mr.Sohrab
2012/09/15, 14:00
علی جان شرمنده به ترجمه نگاه کردم و نیاز به ویراستاری داشت . خودم شخصا زیاد ویراستار خوبی نیستم . الان دادم به الیس همین که برسونه روی سایت گذاشتم .

شرمنده

Mr.Sohrab
2012/09/16, 16:14
متاسفانه یکی از مترجم ها انصراف دادند .
دلیل قانع کننده ای برای من نیاوردند.
با این احتساب ترجمه دو نفری ادامه پیدا میکنه .

فقط الان کل کار لنگ الیسه . هر کی ازش خبر داره بگه بیاد . تا بتونیم ترجمه ها را بزاریم .

ممنون

FilikyFilik
2012/09/19, 13:56
من طراحي رو قبول ميكنم سهراب :دي
دوباره باز گشتيم

Mr.Sohrab
2012/09/19, 18:25
پسر کجایی فکر کردم سرت را زیر اب کردن !!!!

باشه دادا .

پس یه کاور خوب بده بیاد .

FilikyFilik
2012/09/20, 03:29
اوووكييي
نه بابا كي داره بياد شر منو زير اب كنه حرف ميزنيا
مبين نت تو لاهيجان تركيييييييددددددهههههه

Mr.Sohrab
2012/09/20, 12:35
مشکل اصلی اینه که من منتظرم ببینم کی الیس ویرایش شده را براتم می فرسته !!!

الیس عزیزاگر زمان برای این کار ندارن بگن تا یکی دیگه را یجایگزین کنیم . الان دو فصل اماده شده و ما هیچ کاری نکردیم . پ

امیر جان تو هم با ارمیتا صحبت کن ببین اسم دقیق این جلد چیه و رو طرح کاور حتما بزارش .

آرمیتا37
2012/09/20, 14:35
اسم کتاب رو من پیام فدایی پیاده گذاشتم جالبتر میدونم
اگه لغت به لغت بخواهیم ترجمه کنیم میشه پیشگویی سرباز شطرنج هستش پس بعد خیلی فکر به پیام فدایی پیاده تغییرش دادم
چون من این لغات رو به ترکی استانبولی هم ترجمه کردم مجموع معنی در سه زبان به من این ایده رو داد که اسمش رو به همینی که گفتم تغییر بدم چون در جنگها همیشه این سرباز ها هستند که کشته و فدا می شوند
مخصوصا اگه ماموریتی و پیغامی هم بهشون داده بشه تا به جایی برسونند پس همینی که میگم بهتره.
خسته نباشید به زودی فصل سوم رو هم شروع می کنم
اگه کسی نیست برا ویراستاری خودم انجام می دم فکر کنم بهتره اما اگه کسی خواست همیاری کنه بهم خبر بده

خسته نباشید همگی((5))

آرمیتا37
2012/09/20, 14:40
در ضمن بهم خبر بدید که ادامه کارها تون و تقسیم بندی چطوریه.

تشکر
((107))

Mr.Sohrab
2012/09/22, 10:42
ارمیتا جان اختیار این تاپیک برای مدتی در دست توئه .

احتمالا باید برای انتخاب ویرایشگر تجدید نظر کنیم .
هر کسی که مایل بود ویراستاری این مجموعه را به عهده بگیره خوشحال میشیم اعلام کنه .

در ضمن من مدت خیلی زیادی نیست .

از این به بعد فایل های ترجمه را برای مجید خصوصی کن تا بعد از نشانه کذاری داخل سایت آپ بشه .

ممنون

آرمیتا37
2012/09/22, 11:30
من که گیج شدم

هیچ برنامه تون درست پیش نمیذه

من فصل دوم رو هم تموم کردم و فردا سوم رو شروع میکنم چیکار کنم؟

((9))

آرمیتا37
2012/09/27, 15:11
دانلود 2 فصل اول رو گذاشتم برین به صفحه اول و اولین پی ام من

Majid
2012/09/27, 22:38
لینک دانلود دو فصل اول به پست اول اضافه شد.
با تشکر از ارمیتا خانم.
لینکی که شما به اولین پی امتون اضافه کردین حذف میشه.

Mr.Sohrab
2012/09/28, 18:14
اریمتا جان به خدا خیلی شرمندم .

تو با مجید هماهنگ باش من تقریبا یک ماه دیگه به نت میام .
البته هر جمعه یه سر میام ولی نمی تونم زیاد بمونم .

شرمنده .
ایشالا خودم همش را ویرایش و ادیت می کنم . ((5))

آرمیتا37
2012/10/07, 18:51
سلام فصل سوم رو هم می گذارم چرا از کسی خبری نیست؟



((95))

Mary20
2012/10/07, 19:21
مرسی آرمیتا جون.((70))

مگه بای اینجا چه خبری باشه؟

Majid
2012/10/09, 14:25
سلام فصل سوم رو هم می گذارم چرا از کسی خبری نیست؟



((95))

لینک فصل سوم به پست اول اضافه شد.
شرمنده ارمیتا متاسفانه هر سه مدیر این سایت دچار یه مشکلاتی شده اند که باعث شده نتونن بیان نت.
سهراب که اصلا وقت نداره بیچاره((200)) همین هفته ای یه بارم که میاد خیلیه.
مهدی( لیون هارت) هم که سربازیه.((113))
فقط من موندم((119))
منم زیاد نمیتونم نت بیام در نتیجه سایت یه جورایی دچار رکود شده((228))
ولی انشالله درست میشه.
راستی ممنون بابت ترجمه((200))

آرمیتا37
2012/10/09, 17:15
اشکال نداره
تا بتونم مطلب و کتاب میگذارم تو سایت
و فعلا هم بجز بلگرید کار دیگه ای انجان نمیدم ((76))

فقط به من خبر بدین که چقدر دست و بالم بازه برای مانور تا اشکالی پیش نیاد ((85))

ممنون از همین قدر همکاری
((205))((84))

Majid
2012/10/09, 21:02
اشکال نداره
تا بتونم مطلب و کتاب میگذارم تو سایت
و فعلا هم بجز بلگرید کار دیگه ای انجان نمیدم ((76))

فقط به من خبر بدین که چقدر دست و بالم بازه برای مانور تا اشکالی پیش نیاد ((85))

ممنون از همین قدر همکاری
((205))((84))

مرسی((86))
شما فقط چیزهایی که میخواین اپ کنین رو اول برای من خصوصی کنین تا من اونا رو تو سایت اپ کنم و بذارم. فعلا مشکل دیگه ای به ذهنم نمیرسه اینجا راحت باشین مثل خونه ی خودتون((72))

آرمیتا37
2012/10/10, 00:03
مرسی((86))
شما فقط چیزهایی که میخواین اپ کنین رو اول برای من خصوصی کنین تا من اونا رو تو سایت اپ کنم و بذارم. فعلا مشکل دیگه ای به ذهنم نمیرسه اینجا راحت باشین مثل خونه ی خودتون((72))
پس بعدا شاکی نشید اوکی ((99))

Mr.Sohrab
2012/10/12, 19:26
سلام ودرود فراوان

ارميتا جان واقعا ازت ممنونم كه به تنهايي سايت را داري جلو مي بري .
اميدوارم بتونم جبران كنم .

به محض اين كه كار هام تموم بشه ميام سر اديت و ويرايش كلي اين كتاب .

فقط يه زحمتي بكش و وردهاش را براي خودت نگه دار تا بعدا ازت بگيرم.

از بچه ها هم ميخوام تو اين اشفته بازار زندگي حداقل كاري كه مي تونن بكنن تشكر و حمايت از مترجم هاست پس ازشون دريغ نكنيد .


به خاطر همه چيز ممنونم .

آرمیتا37
2012/10/13, 14:42
باشیم و باشیم
بودن بهتر از نبودن است
بهار رنگش آبی و نورس سبز کم رنگ
تابستان غلیظتر
پاییز غمگین با لبخندی که در تمام فصلها می بینی
زمستان سفید و بی رنگ

باشیم وببینمی وببوییم زندگی هر یک را
بودن بهتر از نبودن است

اینرا از کسی که مرگ را به چشم خود دید قبول کنید

تا جاییکه بتونم کنارتون هستم بدون چشمداشت

موفق و شاد باشید


415

abiearam
2012/10/19, 08:22
سلام
ضمن تشکر به خاطر کار ارزشمند ترجمه یک اثر فانتزی خوب با توجه به مشکلات و زحمات کار ترجمه اراده و همت و تلاش شما شایان تقدیره. راستی نکته مبهمی که وجود داره اینه که چرا مقدمه کتاب ترجمه نکردید نزدیک 4 صفحه است و مطمئنا در روند داستان مهمه ممنون میشم علت ترجمه نشدن این قسمت بدونیم.

آرمیتا37
2012/10/19, 21:20
سلام

در دست نداشتم الان هم وقت ندارم تا ترجمه کنم متاسفم شاید بعد فصل 4 بتونم کاری کنم((5))

Mary20
2012/10/20, 10:33
اگه بخواین من می تونم تو تایپ کمکتون کنم اما وقت زیاد ندارم

آرمیتا37
2012/10/20, 10:44
از دوستان معذرت می خواهم فصل4 گره خورده نه حس ترجمه اش هست نه فرصت میکنم برای ترجمه بنشینم کمی طول میکشه

ببخشید

Mr.Sohrab
2012/10/23, 19:45
دوستان عزيز خدمت همه بگم تمام فصول را ويراستاري كردم و صفحه ارايي هم انجام شد.

منتظر نظراتتون هستيم .

آرمیتا37
2012/11/02, 13:36
فصل چهار رو طبق قولی که دادم رسوندم و دادمش به وبمستر

((226))

Mr.Sohrab
2012/11/02, 17:04
ارمیتتا جان از سرعت عملت واقعا متشکرم . امیدوارم همیشه همین طور با انرژی باشی .
یه ویراستار خیلی خوب برای کتاب پیدا کردم اسمش علی هست و تو این سایت اسمش master هست . امروز گفته میرسونه ترجمه را .

Mr.Sohrab
2012/11/03, 02:44
این هم از فصل جدید . ارمیتا جان دمت گرم

آرمیتا37
2012/11/04, 00:46
ازکمک ویراستار جدید ممنون.

اما یک نکته هست که می خواستم خواهش کنم بیشتر دقت بشه من بعد از هر ترجمه کل فصل رو دوباره ودوباره می خونم تا کم وکیف ها رو مرتب کنم اما
در صفحه 12 فصل چهارم یک پارگراف مانده به آخر از نظر دستور( نشانها) که استفاده شده صحیح نمی باشد.
چرا از فصل پنجم که یه پارگراف گذاشتم حذف شده ؟
به نظر من جالبتر که یک طوری هیجان فصل آینده به خواننده تزریق بشه تا پیگیر قضیه بشه.
ولی بازهر چی نظر شما باشه متین هستش.((10))

youra
2012/11/04, 00:50
می گم ارمیتا من الان وقت ازاد دارم ها؟
اگه می خوای برام بفرست تا منم ،تو امر ویرایش و تا یپ یه خودی نشون بدم

mahmoodramtin
2012/11/13, 18:41
سهراب برای ویرایش من هستم نوشتی یه ویرایشگر نیاز داری............

master
2012/11/15, 21:39
با عرض سلام وخسته نباشید.
در رابطه با فصل پنجم، حق با شماست.
من پاراگرافی که گفتید رو خوندم اما دقیقا متوجه نشدم منظورتون کجاش بود. اگه او قسمت رو نشون بدین ممنون میشم.

filagond
2012/11/16, 14:50
مقدمه ترجمه نمی شه؟

آرمیتا37
2012/11/16, 16:50
فرصت نیست
پیشگفتار بعدا دستم رسید یه کم تحقیق بعد تحقیر بد نیست والله ؟!....................


((69))

آرمیتا37
2012/11/18, 12:53
خبررررررررررررررررررررر

هفته آینده فصل پنجم رو می فرستم برای ویرایش

آرمیتا37
2012/11/29, 17:12
ببخشید کمی دیر شد مشکلات عدیده بود انشالله هفته اینده فصل 5 میرسه دستتون
مستر جان نشونی بده بهم

Mr.Sohrab
2012/11/30, 12:22
از ارمیتا جان واقعا ممنونم . در نظر دارم به محض این که این جلد تموم شد دو بار کل کتاب را به صورت ورد به ویرایشگر هامون بدیم تا ویرایش کنن . پس از ارمیتاجان خواهش میکنم همه ورد ها را نگه دار و یه جورایی هم دست بجنبون . دستت طلا

آرمیتا37
2012/12/04, 15:38
آمدم بگم که بخدا دارم ترجمه می کنم منهی 4 صفحه اخرش طلسم شده پس کمی سرگرم شید تا برسه




فصل پنجم
در اواسط پاییز همان سال وقتیکه برگها رنگ باختند و باد برگهارا ازروی شاخساران مثل برفهای زرد وقرمز به روی زمین ریخت , هنگامیکه غروبها شروع به سرد شدن کردند و از دودکشهای مزرعه فالدور دودها ی آبی و خاکستری به آسمان بنفش رنگ . به طرف ابرها و ستاره ها بالا رفتند ,در یک بعد از ظهر طوفانی و سرد پاییزی که آسمان هم هوای باریدن کرده بود آقای گرگ در حالیکه باد وباران شنلش را خیس و هیکلش را پر ابهت تر نشان میداد ,از راه رسید.
گاروین که داشت تفاله ها و ته مانده های غذای آشپزخانه را برای خوکها می برد , از راه رسیدن آقای گرگ را دید و با خوشحالی برای احوالپرسی به طرفش دوید. پیرمرد که هنوز گرد غبار و خستگی سفراز سر و رویش می بارید , قیافه اش برخلاف سالهای پیش که پر از انرژی و شادی و خوش خلقی بود , با یک صورت غمگین و عبوس که در زیر کلاهش بدتر هم به نظر می رسید داده بود.
آقای گرگ با لحنی که بیشتر سلام و احوالپرسی بود گفت: گاروین! چقدر بزرگ شدی پسر جون!
گاروین جواب داد: مشتاق دیدار , پنج سالی شده آقای گرگ .
آقای گرگ گفت: پس زمان زیادی گذشته ؟
گاروین در حالیکه با آقای گرگ هم قدم شده بود , برای تایید سرش را تکان داد که یعنی (بله) .
آقای گرگ پرسید: همه خوبند؟
گاروین جواب دادد: بله , همگی خوبیم و همه چیز مثل قبله , تنها برلدو ازدواج کرده و از مزرعه رفته , و یه گاو قهوه ای هم پارسال مرده .
گرگ گفت: یادم میادش , من باید با عمه پلت صحبت کنم کجاست؟
گاروین با دلخوری وبا لحن اخطاری گفت: امروز از اون روزهای بدقلقی شه , بهتر یه جایی یه استراحتی کنی تا سر کیف بیاد. من هم برات یه چیزایی برا خوردن و نوشیدن میارم .
گرگ گفت : مجبورم همینطوری یه امتحانی کنم . چیزیکه می خواهم بگم مهمتر ازاین حرفهاست پسر جون و نمی تونم صبر کنم.
آنها از درگاهی مزرعه رد شدند و بعد از طی حیاط به طرف آشپزخانه راهی شدند.
به نظر عمه پل منتظر بود پس پرسید : دوباره اومدی ؟

youra
2012/12/13, 19:32
[

آمدم بگم که بخدا دارم ترجمه می کنم منهی 4 صفحه اخرش طلسم شده پس کمی سرگرم شید تا برسه



کاربران عزیز اینکه مترجم عزیز داره این کتاب رو ترجمه می کنه اونم بدون هیچ چشمداشتی .مترجم ما هم مثل بقیه ما کار و زندگی داره،همین که وقت می ذاره تا این کتاب رو ترجمه کنه باید ممنون باشیم.
پ.ن : به عنوان مدیر تیم ترجمه و ویرایش به تمامی کاربران اخطار می دم که به هیچ عنوان فشار یا توهینی نباشه ورگرنه عنوان کاربریتون بن می شود.اگر اعتراضی دارید مراتب عتراضتان رو به بنده یا مستر یا خود مترجم اطلاع بدیدو
با کمال تشکر مدیر بخش هماهنگی

Mr.Sohrab
2012/12/17, 12:03
من هم کاملا با جواد عزیز موافقم . مترجم های سایت دارن لطف میکنن به بچه ها و در اصل هیچ وظیفه ای ندارن . این هم که بعضی از دوستان چیزی میگن بی لطفیه دوستان را میرسونه .

draco
2013/01/28, 14:08
ممنون از ترجمه زيبا و رواني كه داريد. نمي دونم ويرايشگر پيدا كرديد يا نه ولي به نظر من كه متن هيچ مشكلي نداره و به ندرت توش غلط پيدا ميشه. داستان جالبي هست خيلي دوست دارم ادامه رو بخونم. مي شه لطفاً فايل انگليسيش رو بذاريد يا اينكه اسم انگليسي داستان رو بذاريد تا بتونم پيدا و دان كنم؟ ممنون

lionheart
2013/01/28, 22:46
سلام دوست عزیز فایل انگلیس کتاب تو سایت هست قسمت کتب زبان اصلی دوست عزیز اگه انگلیسیت خوبه خوشحال می شیم یه کتابو شروع به ترجمه کنی کتابی که خودت دوست داری اگه خبرشا بهم بدی ممنون می شم

آرمیتا37
2013/03/09, 15:37
چون از ویراستار گرام خبری نشده تو همون تاپیک اول فصل 5 رو می گذارم بدون ویرایش
ایراد اسرائیلی در نیارید و فقطبخونید

draco
2013/03/09, 17:42
ممنون ولي من فصل 5 رو تو پست اول نمي بينم!!! هنوز اضافه نكرديد؟ نگران نباش غر نمي زنيم قول مي ديم.

آرمیتا37
2013/03/09, 18:16
فصل ششم

آنها مایلزها راه پیمودند , گاروین تا جاییکه امکان داشت صحبتی نمی کرد و فقط با تکان دادن سر جوابها را می داد . یا گاهی در تاریکی پایش بر روی سنگها لیز می خورد . تنها آرزویش در این وضعیت یک جا برای خوابیدن بود .چشمانش می سوخت , پاهایش از خستگی به لرزه افتاده بودند.در بالای تپه ای دیگر – که به نظر می رسید تمامی ندارند, در آخرین سر حد مرزی ساندریا درست روبرویشان جاده ای پیچ در پیچ نمایان شد . شبیه به لباسهای چروک و گره خورده ن- گرگ ایستاد و در تاریکی با ناراحتی و دقیق نگاه کرد , به دنبال چیزی می گشت.
گرگ هشدار داد : به نوبت باید از این جاده رد بشیم.



یعنی دارم ترجمه میکنم مطمئن باشید وسط راه ولتون نمیکنم

Mary20
2013/03/11, 17:32
دستت درد نکنه عزیزم مطمئنم کسی فکر نکرده ولمون کردی.

آرمیتا37
2013/03/13, 18:14
فصل 6 هم به زودی می آید

Mr.Sohrab
2013/03/25, 21:37
جا داره از همین جا از مترجم عزیزمون ارمیتا خانوم معذرت خواهی کنم بابت این همه تاخیر و نبودنم تو سایت .

واقعا از ارمیتا بابت همه زحماتش تشکر میکنم . انصافا فوق العاده زحمت میکشن این مدیر عزیزمون.

ارمیتا جان برای عذر خواهی می خوام یه کاری بکنم.

لطف کن و کل فصل ها را برام به صورت ورد بفرست که هم ویرایش و ادیتشون کنم و هم یه کاور زیبا براش طراحی کنم .

منتظر ارسالشون هستم .

میخوام 5 فصل اول را با هم تو یه فایل اپ کنم .

هر موقع فرستادی بگو . چون میخوام به یه ویرایشگر دیگه هم بدم و در مجموع دوبار ویرایشش کنم .

Mary20
2013/04/11, 21:35
دورد
من یه کاور برای این کتاب درست کردم اگه خواستین بگین تا بزارم

Mr.Sohrab
2013/07/27, 16:56
ماری جان لطف کن و لینک دانلود کاوری که گفتی را واسمون بفرست.

ارمیتا جان چیکار کردی ترجمه را ؟

راستی فصل های قبل را همشون را به صورت یک جا برام بفرست . یعنی هرچی که تاحالا ترجمه کردی .

ممنون

JuPiTeR
2013/08/15, 21:07
خب نقد نگارشی:
اول بگم من وقت نکردم بخونمش فقط فصل5 رو یه نگاه انداختم ولی اشکالات نگارشی رو متذکر میشم:
1-اول اینکه از , بجای کاما استفاده شده , توی انگلیسی هست و توی فارسی به ایت صورته، که با کلید های ترکیبی شیفت+ف نوشته میشه.
2- علامت های نوشتاری مانند ، ؛ . : ؟ ! را در جمله به این صورت بکار برید:
وقتی به کلمه ای که بعدش ، بود رسیدید بعد از کلمه فاصله نگذارید و بعد ، را بنویسد سپس یک فاصله بگذارید.

مثال:
دوقلو ها در نیویروک بزرگ شده بودند و تمام تابستان را در کالیفرنیا گذرانده بودند، به همین دلیل دیدن موش برایشان چیز تازه ای نبود. کسانی که در شهر بندری کالیفرنیا زندگی می کنند، خیلی زود به دیدن این جانوران عادت می کنند؛ به خصوص صبح های زود و شب ها که از زیر سایه ها و مجرای فاضلاب ها بیرون می دوند. اگر چه سوفی از موش ها نمی ترسید، اما مثل هر کس دیگری داستان ها و افسانه های زیادی راجع به این موجودات کثیف شنیده بود. او همچنین می دانست موش ها موجودات بی آزاری هستند فمرگ این که به دام بیفتند؛ سوفی به یاد می آرود که قبلا جایی خوانده بود آن ها قادرند تا ارتفاع بالایی بپرند. همچنین در مقاله ای که در مجله ی یکشنبه ی نیویورک تایمز چاپ شده بود، خوانده بود که در ایالات متحده به تعداد آدم ها، موش زندگی می کند.

3-از نقل قول استفاد نشده و گفتگوها «» ندارند و همچنی بهتره بجای " " از « » استفاده کنید.

4-برای فونت بهتر است از B Mitra یا B Nazanin استفاده شود با سایز 12 یا 14

فعلا همین ها رو دیدم
اگه فایلی رو که برای تایپیست ها آماده کردم بخونید بنظرم بهتره تا یکی یکی بگم: بعضی از نکات تایپ کردن ورژن دوم (http://s4.picofile.com/file/7860028167/nokate_tayp_V2.pdf.html)

آرمیتا37
2013/08/23, 02:42
کمی سعی در تلاش بیشتر دارم

آرمیتا37
2013/08/24, 02:05
نیمه اول فصل شش رو بخونید تا یقیه رو بگذارم

Mr.Sohrab
2013/08/24, 12:55
آرمیتا جان حتما فصل هات را بده ویرایش تا پی دی اف بشه و بعد روی سایت بره. همین طوری نزارش.

امیرجان لطفا یه نفر را بزار همه فصل های این کتاب را ویرایش کنه و سرو سامونی به این کتاب بده . به شدت نیاز به سروسامون داره

آرمیتا37
2013/09/02, 02:42
آمدم بعد از مدتها با کل فصل ششم و تتصمیم دارم که تا میتونم زود به زود فصل بدم.
ولی یه تغییری این وسط شده و اون هم اینه که مجبور شدم سبک و سیاق داستان را با سبک و خودم تلفیق کنم و چون ویراستار هم گردشی دارم همه کارهایش را خودم کردم پس ممکنه حد وسط شده باشه ((76))
و حالا ابراز امتنان و تشکر ها : با تشکراز جی لرد عزیز برای طراحی کاور که از کاور اصلی کتاب الهام گرفته شده.
و با تشکر از تمامی دوستانی که تا به حال حتی نقدی . اعتراضی . رضایتی . درخواستی چیزی را نشون نداد ه اند .
و تشکر از وبمستر که با جنگولک بازی من کنار آمدن و این غیبت کبری را به روی مبارکم نیاوردند.
زنده باشید و پیروز
حق یارتان

milad22
2013/09/04, 23:49
من داستان را هنوز نخوندم که نظر بدم ! داستان در چه سبکی هست و نظر مترجم عزیزمون در مورد داستان چیه ؟( ممنون میشم از نظرتون مطلع بشم! )

آرمیتا37
2013/09/05, 12:33
من داستان را هنوز نخوندم که نظر بدم ! داستان در چه سبکی هست و نظر مترجم عزیزمون در مورد داستان چیه ؟( ممنون میشم از نظرتون مطلع بشم! )

این اولین ترجمه منه ولی برای من کلی نوجوانا نه هستش .نویسنده از توصیف و استعاره زیاد استفاده کرده که ادمو مجبور میکنه که برای ترجمه دست ببره تو متن اصلی ولی با همون
معنا و کلیشه.که این قضیه کمی مشکل سازه چرا که برای وفادار موندن به متن اصلی مترجم کلی دردسر پیدا میکنه.

JuPiTeR
2013/09/07, 08:54
این اولین ترجمه منه ولی برای من کلی نوجوانا نه هستش .نویسنده از توصیف و استعاره زیاد استفاده کرده که ادمو مجبور میکنه که برای ترجمه دست ببره تو متن اصلی ولی با همون
معنا و کلیشه.که این قضیه کمی مشکل سازه چرا که برای وفادار موندن به متن اصلی مترجم کلی دردسر پیدا میکنه.
آرمیتا برای بعضی از چیزها معادل سازی فارسی کن و تو پاورقی متن اصلیش رو بزار
اینجوری به متن هم وفادار میمونی
و یه چیز دیه کتاب رو(ترجمه ها)همه اش رو به من بفرست(ورد)
الآن من مجبور شدم بدم فصول رو تایپ مجدد کنن
فصل یک تا سه رو تموم کردیم لطفا بقیه رو هم بده
ممنون
+پیام داده بودم ج ندادی

آرمیتا37
2013/09/08, 01:55
فصلهای 1 تا 6 را برای ژوپیتر فرستادم ((231))

آرمیتا37
2013/10/13, 16:36
پیشگفتار آپلود شد مثل اینکه از ویرایش گرها خبری نیست

sina
2013/10/17, 19:22
سلام
ادامه ترجمه قطع شده؟

FATAN
2013/10/19, 19:41
آقا دیگه فصل نمیدین؟!

ThundeR
2013/10/19, 19:53
ببین قضیه اینجوریه:

آرمیتا: نمیشه.... ویراستار ندارم!!!

امیر حسین: من که بهت ویراستار داددددم!!!

آرمیتا: نه ندادی!!!!

امیر حسین:چراااااا !!!

مرتضی: تو رو خدا دعوا نکنین من ویراستارم!!!!!!!!!

آرمیتا37
2013/10/28, 23:33
برا شرگرمی



فصل هفتم
چهار روز طول کشید تا به دارنیا در ساحل شمالی برسند. روز اول حرکتشان اتفاق خاصی نیافتاد ، اما بعد ، اوضاع جاده خوب و هموار بود ، ولی هوا خشک و ابری بود و در تمام مدت هم بادمی وزید.آنها از مزارع آرامی گذشتند که تک و توک کشاورزی خم شده بر روی زمین و در حال کار بود. در حین رد شدن گاه گداری هم یکی سرش را بلند کرده به این رهگذران غریبه نگاهی می انداخت. یا اینکه دستی تکان می داد و یا اصلا محل نمی گذاشت.
تا اینکه دهکده را در وسط دره دیدند ، خانه های بلند به آسودگی در کنار هم ردیف شده بودند. همانطوریکه از وسط دهکده می گذشتند بچه ها از خانه ها بیرون آمده و با شادی ، داد وفریادکنان، دنبال ارابه می دویدند .مردم دهکده هم که انگار اصلا حوصله نداشتند فقط بی تفاوت نگاه مسافران می کردند ، تا اینکه فهمیدن که ارابه اصلا قصد ایستادن ندارد ، پس پا پس کشیدند و پی کار خودشان رفتند.
بعد از ظهر اولین روز که داشت به غروب نزدیک می شد ، سیلک کاروان را به طرف بیشه زاری ازدرختان کنار جاده هدایت کرد ، تا برای اطراقشان در طول شب آماده شوند. همان شب آنها گوش خوک و پنیری را که گرگ طبق معمول از مزرعه فالدور کش رفته بود را تمام کردند و در کنار ارابه هایشان پتوهایشان را روی زمین پهن کردند . زمین سرد و سفت بود ، اما هیجان و کنجکاوی پنهانی گاروین برای این سفر تمام احساسات دیگرش را در برابر این سختیها و ناراحتی های قابل تحمل می کرد.
هرچند، آغاز اول صبح روز بعد سفرشان ،بارانی و با هوایی مه آلود که گاهی بادی هم می وزید، شروع کردند ،ولی قابل تحمل و خوب بود . در این بین تنها بدبختی گاروین گیر کردن و توقفشان در هوای مه گرفته و زیر نم نم باران بود که بوی شلغمهای خیس شده داخل گونی ها را تشدید می کرد،برای همین هم گاروین شنلش را محکمتر از قبل دورش پیچید تا بلکه کمی از این خفقان کم کند.با این اوضاع و احوال هیجان سیر وسیاحتشان فروکش کرده بود . جاده گلی شده و بود سیلک ، هم اسبها را به آرامی می راند و بعد از هر تپه استراحتی به حیوانها می داد. روز اول 8 فرسنگ راه رفته بودند ولی امروز ؛ اگر شانس می آوردند شاید 5 فرسنگ از راه را طی می کردند. عمه پل که در ظهر روز سوم اخلاقش مگسی شده بود ، به گرگ گفت: حماقت محضه ،
گرگ فیلسوفانه جواب داد : راستش رو بخوای ، درکل همه چیز حماقته، مگر اینکه بخوای نظرتو عوض کنی و واسه سرگرمی هم که شده به آینده یه نگاهی بندازی .
عمه براق شد : منظورت چیه ارابه چی ؟
گرگ بی حوصله گفت : اههههههه ٬ راه های خیلی سریعتری هم هست اما واسه خانوادهای اشرافی با کالسکهای شیکشون ٬ یا پیک های شاهنشاهی با اسبهای تیزپاشون تو جاده های عالی که مارو هم به دارین میرسونه . در جا ومردمیکه خیلی قبل بریل گزارش قیافه و تیپ ماروبه رئیسش و زیردستاشرسونده تا تو این راه های سریع السیر ماها رو بشناسند ٬میدونی٬ حتی یه احمق تول هم قادره تا تعقیبمون بکنه ٬ به جون خودم تموم مورگوسها دربه در دنبالمون هستن.


((71))

آرمیتا37
2013/11/26, 15:45
فصل هفتم ..هشتم .نهم هم بزودی بعد از ویرایش

ДɱÏR
2013/11/26, 21:49
فصل اول و دوم رو چرا نمیشه دان کرد
ی پیام میده

آرمیتا37
2013/11/26, 22:08
فصل اول و دوم رو چرا نمیشه دان کرد
ی پیام میده

فعلا برو دانلود کن تا اصلش برسه ((72))

آرمیتا37
2013/11/27, 00:21
تصحیح لینکها فصلهای پیوسته به زودی در یک لینک قرار خواهد گرفت

یا حق

smajids
2013/11/27, 01:32
ای ول اگه این کار رو انجام بدی به نظر من 1000 امتیاز جایزه داری((86))((86))((86))((86))((86))((86))((86)) ((86))((86))

آرمیتا37
2013/12/02, 02:04
فصل هشتم ((25))

ThundeR
2013/12/02, 10:31
ممنون. ((25))

khas
2013/12/02, 11:11
ممنووووووووووون

smajids
2013/12/02, 17:36
ممنون. ((25))

میشه بگی مجموعه چند جلد داره؟ و جلد اول چند فصل است؟((25))

شش جلد و جلد اول بیست ویک فصل هست که هر فصل حدودا بیست صفحه ای میشه

آرمیتا37
2013/12/05, 16:39
فصل نهم بلگرید

Mary20
2013/12/05, 21:43
ممنون ارمیتا تشکر

mmehdi
2013/12/06, 11:00
ممنون و تشکر((123))

afee
2013/12/11, 21:41
میشه لصفا یه لینک جدید از این فصلا بزارین؟
من نمیتونم اینا رو دانلود کنم
در ضمن برای ترجمه ی این اثر ازتون تشکر میکنم

آرمیتا37
2013/12/23, 14:39
خوب دوستان کمر کتاب تا نصف شکست اینم فصل ده ولی پیش پیش بگم بهتون بدون ترجمه جلدهای بعدی کلا از جلد اول هم سر در نمی ارید کاملا سریالی برای خودش پس دنبال مترجم کمکی برام باشید اگه مایلید که ترجمه 5 جلد ادامه پیدا کنه((204))

majidking
2013/12/23, 14:53
آرمیتا فصل کو؟؟؟؟؟؟ ((200))

آرمیتا37
2013/12/23, 15:07
((204)) فصل دهم تاز تازه هستش

sina
2013/12/23, 18:55
لینک فصل ده خراب هست

majidking
2013/12/23, 22:28
احیانا من ویراستار این نبودم؟ :|

sina
2013/12/24, 10:23
الان مشکل اصلی اینه که لینک پرتال فصل ده خرابه یکی پاشه درستش کنه((89))

آرمیتا37
2013/12/24, 12:37
به نظر ویراستار ده فصل رو برای بررسی و تایپ برداشته باشه از ایشون بپرسید

lionheart
2013/12/24, 14:09
با تشکر از آرمیتا عزیز لینک فصل 9 و 10 دوباره قرار داده شد

md1992
2013/12/30, 13:10
لینک هشت فصل اول خرابه!

Cyrus-The-Great
2013/12/30, 16:17
لینک هشت فصل اول خرابه!

آپلود فصل 1-8 بد بوده. دوستان کسانی که فصل 1-8 رو دارن به یکی از آپلودر ها بدن تا درستش کنن.

farzande-behesht
2014/01/03, 06:53
با عرض سلام و خسته نباشید . فصل یک تا هشت مشکل داره دان نمیشه لطفا باز بینی کنید.

Fateme
2014/01/03, 10:08
دانلود فصل یک تا هفت (http://www.pioneer-life.ir/library/viewdownload/32-/486-1-7.html)

((99))

babak_qazvini
2014/01/07, 15:54
سلام
من نتونستم دانلود کنم
فصل 1تا 7 هست اما 8 نیست

arsam1990
2014/03/12, 00:53
ممنون از ترجمه این اثر بی صبرانه منتظر فصول آینده این اثر می باشم

farzande-behesht
2014/04/29, 09:58
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت متحرجم محترم واقعا کتاب جالبیه امیدوارم هر چه زودتر بتونید ادامشو قرار بدید. با تشکر فراوان((71))

shery
2015/08/27, 19:53
منتظر فصل جدید هستیم ((110))

شاعر
2016/05/09, 20:28
بله این کتاب چه سر انجامی داره مدیر عزیز پیگیر باشید کنسله یا ترجمه میشه داستان خوبی داره لطفا ادامش رو بزارید زودتر سپاس فراوان

JuPiTeR
2016/05/10, 00:37
بله این کتاب چه سر انجامی داره مدیر عزیز پیگیر باشید کنسله یا ترجمه میشه داستان خوبی داره لطفا ادامش رو بزارید زودتر سپاس فراوان
درود ترجمه جلد اول به عهده آرمیتا37 عزیز هستش که در سایتش ارائه خواهد کرد
باقی جلدها هم بجز جلد دوم برای سایت ایشونه:)
جلد دوم بعد از انتشار جلد اول توسط ناهید جان توسط زندگی پیشتاز ارائه‌اش شروع می‌شه

شاعر
2016/05/28, 21:05
درود ترجمه جلد اول به عهده @آرمیتا37 (http://forum.pioneer-life.ir/member129.html) عزیز هستش که در سایتش ارائه خواهد کرد
باقی جلدها هم بجز جلد دوم برای سایت ایشونه:)
جلد دوم بعد از انتشار جلد اول توسط ناهید جان توسط زندگی پیشتاز ارائه‌اش شروع می‌شه
این سایت رو از کجا بیابم ژوپیبتر کبیر :دی

bys
2016/05/29, 10:58
این سایت رو از کجا بیابم ژوپیبتر کبیر :دی

عذر خواهی میکنم من جواب میدم
سایتسون اینه: http://novel-gate.blogsky.com
اما آخرین پستشون مال سال 92 و آخرین پست ترجمه شون هم مال سال 91
مثل اینکه ادامه ندادن.

JuPiTeR
2016/05/29, 18:11
این سایت رو از کجا بیابم ژوپیبتر کبیر :دی
ظاهرا هنوز افتتاح نشده
به خودش پ.خ بده:)

faezeh
2016/08/12, 16:22
سلام میشه یه خلاصه بذارید از داستان.. ممنون از زحماتتون

bys
2016/10/07, 01:35
دوستان سلام
این کتاب چی شد من خیلی وقته منتظرشم
یه خبری میشه بدین

smhmma
2016/10/07, 12:46
دوستان سلام
این کتاب چی شد من خیلی وقته منتظرشم
یه خبری میشه بدین
والا تا جایی که من می دونم این پروژه خیلی وقت پیش لغو شد

bys
2016/10/07, 16:01
یعنی چی لغو شد آقا
کتاب دومش ترجمش در شرف اتمامه.
نه فکر نکنم لغو شده باشه

جلاد
2016/10/08, 21:00
یعنی چی لغو شد آقا
کتاب دومش ترجمش در شرف اتمامه.
نه فکر نکنم لغو شده باشه
از کسی که جلد دومشو ترجمه کرده بپرس و تو پ.خ بگو کجا ترجمه کردن

Percy-Jackson
2016/10/10, 14:17
جلد دوم مال همین سایته.ترجمش تقریبا تموم شده.جلد یک مال ی سایته دیگس که قراره ب صورت کامل ارائه ش بدن
کی رو نمیدونن